باغ پرندگان
سلام و صد تا سلام به نفسای خوشگلم جونم براتون بگه که جمعه ی هفته ی گذشته دایی رسول و زندایی لیلا اومدن خونمون گفتیم حالا که شما هم هستید بریم باغ پرندگان عصری رفتیم اونجا جای خوب و با صفایی بود بهتون خوش گذشت فقط حیف که دوباره سارا تب داشت خیلی بی تابی میکرد ولی خیلی تلاش کردیم که بهتون خوش بگذره حالا جالبش اینجاست که توی زمین بازی متوجه شدیم که دوست خوب نی نی وبلاگیمون هیراد عزیز هم اونجاست وای من که خیلی خوشحال شدم سریع چند تا عکس یادگاری ازتون انداختیم خلاصه که اون روزمون با دیدن این عزیزان یکی از روزهای به یاد موندنی شد.




عسلم سارا چقدر بی حالههههههههه این جانم...





و اما عکسای شما با هیراد دوست داشتنییییی...

ای جان هیراد چه با تعجب ثنا رو نگاه میکنه...


هیراد جونم خیلی از دیدنت خوشحال شدیم و اون روزمون یکی از بهترین روز ها برامون ثبت شد.



باغ پرندگان
